رستارستا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

رستا

آمدنت

بیست ونهم بهمن 1391 روز تولد تو... استرس ندارم، معمولا همینطور است ،هرجا که انتظار می رود خیلی هیجان داشته باشم بیخیالم ،باید ساعت هشت صبح بیمارستان باشیم،دیشب شب خوبی نبود چون تقریبا تا صبح بیدار بودم هزار کار نکرده، احساس میکردم برای آمدنت خیلی چیزها آماده نیست بابا هم دیروز ودیشب خیلی خسته شد چون مثل همیشه خیلی از کارها رو گذاشته بودیم دقیقه نود... مرتب کردن اتاقت، راه پله، جارو،گرد گیری ،نصب تلویزیون جدید روی دیوارکه به افتخار اومدنت خریدیم ،بستن ساک بیمارستان و...خیلی کارهای دیگه که یادم نیست بازم خدار رو شکر که باباجون و مادر جون اینجا بودند وکلی کمک کردند خلاصه نیمه شب با دعوای بابا که مرتب به من میگفت باید استراحت کنی فکر خود...
15 شهريور 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به رستا می باشد